از این همه دزدی و بی عدالتی دیگه داره حالم به هم می خوره . اخه تا کی باید دست رو دست گذاشت . تا کی باید سکوت کرد . تا کی باید جواب اعتراض ٬ زندان باشه و یا تحمل انگ سیاسی بودن. تا کی خفقان. به خدا خسته شدم . چرا هر چی صبر می کنیم چیزی درست نمی شه ؟ چرا روز به روز همه چی داره خرابتر می شه ؟ چرا کسی کاری نمی کنه؟ چرا کسی جرات درست کردن اوضا رو نداره؟ چرا دیگه تو ایران ٬ یه رهبر مثه خمینی نیست تا همه رو متحد کنه؟ چرا انقلاب نمی شه ؟ چرا همه مثه کبک سراشونو کردن زیر برف؟ چرا این همه بی خیالی؟ چرا خودمونو درست نمی کنیم؟
اخه تا کی غرق شدن تو روزمرگی هامون باید ادامه داشته باشه؟ چرا چشمامونو بستیم و این همه ظلم و فقر و دزدی رو نمی بینیم؟ چرا حتی خودمون هیزوم بیار معرکه شدیم؟ چرا چسبیدیم به دین ٬ و سیاستو فراموش کردیم ( یا بالعکس )؟ چرا فک می کنیم همه ی بدبختی های ما از اینه که نمی دونیم مسح دست از خارج آرنج به سمت انگشتهاست یا از داخل آرنج به سمت انگشتا؟ چرا ادعای ادامه ی راه علی رو دارین و این همه بی عدالتی؟ چرا نشستین و پول دار شدنتو نظاره می کنین. مگه نه این که علی خلیفه ی مسلمین بود و عصر ها در نخلستان کار می کرد؟ مگه نه این که هم دین رو داشت و هم سیاستو؟ چرا فقط به فکر خودتونین؟
چراوقتی نفت رو 5 برابر 10 سال پیش می فروشیم ٬ آمار فقر باید 100 برابر شه ؟ پس این همه پول و سود تو جیب کی می ره؟کشور که بزرگتر نشده؟ اخه چرا وقتی خودمون این همه نیازمندیم باید به استانهای لبنان و سوریه و عراق و افغانستان و ...و .... و ..... کمک مالی کنیم ؟ اخه چرا این همه بی عدالتی؟ به ما ملت چه کار که می خواین با آمریکا شاخ به شاخ شین؟ به ما چه باید حمایت سایر ملل رو با پول بخرین ؟ تا کی ٬ کل کل کردن و غد بازی؟ تا کی باید بگید مرغ ما یه پا داره ؟ به خدا من اصلا با داشتن و پیشرفت تو انرژی هسته ای مخالف نیستم ٬ به خدا داشتنشو حق خودمون می دونم ٬ به خدا آرزوی پیشرفت و سر بلندی ایرانو دارم اما این راهی که در پیش گرفتید نه تنها باعث پیشرفت نمی شه بلکه ما رو منزوی و فقیرتر می کنه . اخه چرا همه درها رو٬ رو خودتون بستین؟ چرا همه پل های پشت سرتونو بستین ؟ تا کی می خواین به این رویه ی مرغ من یک پا داره ادامه بدین؟ چرا سیاست لازمو ندارین ؟ چرا نمی فهمین گاهی کوتاه اومدن بهتر از سرسختیه.؟چرا نمی زارین همه چی آروم شه و بعد وقتی آبها از آساب افتاد ادامه بدید؟ چرا؟
چرا دیگه کسی دلش به حال ملت نمی سوزه؟ چرا صدای ما به جایی نمی رسه ؟ یا اگه صدای کسی به جایی رسید ٬ چرا جوابشو با زندان و اعدام می دین؟
می خوام فریاد بزنم . می خوام اعتراض کنم اما تنهام . اخه یه صدا به کجا می تونه برسه . چرا کسی همراهی ام نمی کنه ؟ چرا همه سرگرم زندگیاتونین؟ چرا همسایتونو نمی بینن که از زور فقر و گرسنگی ٬ بچه ی شیرخوارشو به پرورشگاه می سپاره ؟ چرا این همه می ترسین؟ چرا باور ندارین اگه همه با هم باشیم ٬ کسی جرات ظلم و خفقان بیشتر رو پیدا نمی کنه؟
امروز بد جور دلم شکست ٬ بد جور خرد شدم و شرمنده ام از این که کاری نمی تونم بکنم . شرمنده از این که کوچیکم . شرمنده از این که تو این مملکت کاره ای نیستم یا کسی رو ندارم که بتونه کاری بکنه. . شرمنده از این که تنهام . تنهای تنها
امروز پسر بچه ای رو دیدم که تو گرمای ظهر کویر کرمان با پاهای برهنه از رو پل فلزی آزادی عبور می کرد. دیدم که با سر پنجه راه می رفت و بالاخره طاقت نیاورد و رو فلز داغ نشست . دیدم که گریه کرد . دیدم که ......
امروز شنیدم که برا ساخت یه روگذر نیمه کاره تا حالا حدود 6 میلیارد هزینه کردن؟ 6 میلیارد ٬ می دونی یعنی چقدر؟ 6 میلیارد دزدی و بخور و بخور؟
امروز شنیدم که بعد گذشت 1 سال از بازنشسته شدن بابا٬ نباید امیدی به گرفتن پاداش آخر خدمتش داشته باشیم . اخه وزیر محترم آموزش و پرورش ٬ یه سال پیش لطف فرمودن و پول های بازنشسته ها رو دادن و سهام خریدن . بماند چقد سود بردن و دزدی کردن و حسابای خارج از کشورشونو پر کردن٬ حالا فرمودن که هر وقت سهام رو بفروشند پول بازنشسته ها رو می پردازن . دریغ از یه عذر خواهی خشک و خالی. دریغ از یه ابسیلون شرمندگی. واقعا به این وزرا و سردستشون باید افتخار کرد
امروز شنیدم یه کارمند شرکت بیمه ی ایران موقع بازنشستگی 40 میلیون پاداش گرفتن و این در حالیه که یه معلم موقع بازنشسته شدن 10 الی 14 میلیون پاداش می گیره ؟ پس عدل و انصاف کجاست؟ این همه تبعیض به خاطر چی؟
امروز شنیدم کارمندای محترم اداره ی بازم محترم آموزش و پرورش کرمان ٬ 600 میلیون پولی که برا وام دادن به بازنشسته ها ٬ هزینه شده بود را بالا کشیدن و یه آبم روش نوش جان فرمودن
امروز شنیدم کارمندای محترم آموزش و پرورش کرمان چند صد قطعه زمین تو کوهپایه و جوپار و ماهان که از طرف وزارت آموزش و پرورش تهران واسه دلجویی از بازنشسته ها در نظر گرفته شده بود رو بین خودشون قسمت نمودند و احد الناسی از این تقسیم ارث باخبر نشد . ایشالا نوش جانشون شود .
امروز فهمیدم خونه ای که پارسال با7 میلیون پول کامل می شد ( فقط همکف) و می تونستیم از شر اجاره نشینی خلاص شیم ٬ امروز حتی با 13 میلیون هم کامل نمی شه ( بازم فقط همان همکف )
اخه چرا؟ چرا این همه فقر ؟ اونم تو کشوری که غنی ترینه از لحاظ گنجینه های طبیعی. اخه چرا این همه دزدی؟ این همه خود خواهی؟ این همه حرص و طمع ؟ مگه چند سال زنده ایم؟ چند سال؟ این همه حساب تو داخل و خارج کشورو برا کی می خواین؟ اخه چرا بعضی ها باید پولشون از پارو بالا بره و بعضی ها برا کامل شدن خونشون ٬ خونه ای که 5 ساله آرزوی دیدنشو دارن ٬ باید نگاهشون به دست بزرگ و بزرگ زادگان باشه و روز شماری کنن تا پولشونو ٬ حقشونو ٬ بدن ؟
((( ای لعنت به شماها ! لعنت به این همه دزدی! لعنت !!!که بعد 30 سال نمی زارین بابام آرامش داشته باشه . فک می کنین 30 سال حرص خوردن و گچ خوردن و مریض شدن کمه ؟ چرا راحتش نمی زارین؟ چرا حقشو نمی دین؟ . لعنت به شماها که دارین بابامو ازم می گیرین ! لعنت به شماها که دارین زجرش می دین ! لعنت به شماها که به خاطر خودخواهی و حرصتون ٬ بابا و مامانمو مریض کردین! لعنت به همتون ...))))
خدا جونم ٬ خدای خوبم ٬ خدای مهربونم ٬ پس عدالتت کجاست؟ اخه تا کی باید صبر کنیم ؟ تا کی می خوای صبر و استقامتمونو امتحان کنی؟ اخه چقدر سختی و مصیبت؟ مگه ما ادعای ایوب بودن کردیم؟
خدا جونم ٬ خدای خوبم ٬ خدای مهربونم ٬ ناجی ات رو بفرست . داریم زیر بار این همه ظلم و بی عدالتی و نامهربونی و فشار خرد می شیم.
...............................................................................................................
پ . ن . 1 . (( الان و تو این دوره و زمونه فقط با زور و خفقان می شه حکومت کرد . . بزرگزادگان محترم به این نتیجه رسیدن که فقط با وابسته نگه داشتن ملت به خودشون می تونن سلطنت کنن. اونا فک می کنن که هر چی ملت فقیر تر و گرسنه تر ٬ تو سری خورترن . سرمردم به زندگیاشون گرمه و دنبال به دست آوردن نون شب واسه خود و خانوادهاشونن و به سیاست کاری ندارن. قدرت می شه ارث بابای بالا بالایی ها ٬ که تا وقتی زنده ان همراشونه .اون وقت سیاست و قدرت و تخت و سلطنتو بین خود و خانواده هاشون قسمت می کنن و کسی به فکر اعتراض نیس یا اگرم باشه جراتشو نداره . اینه سیاست ایران . زور و فشار و خفقان و دزدی ))
پ . ن . 2 . اینه اون چیزی که به خاطرش انقلاب کرین ؟ اینه جمهوری اسلامی ایران ؟ چی خواستین و چی شده؟
پ . ن . 3 . داغونم و تنها ...............
پ . ن . 4 . خدا جونم ٬ کاش ..................... ( خصوصیه )
پ . ن . 5 . مهدی جان ٬ کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟ ظهور کن و بیا ! بیا ! بیا!...............
هل من ناصر ینصرنی
یاری کننده ای هست که مرا یاری کند؟
+ نوشته شده توسط leila در و ساعت
|